علي بن حسين انصارى شيرازى

307

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

دويم و گويند تر است بهترين وى سفيد بود و بزردى زند و در طبيعت نزديك بود به مصطكى و علك رومى و گفته شود و صمغ البطم در گوشت رويانيدن ريشها مانند راتينج بود در مرهمها بدل وى كنند و اسحق گويد مضر بود به عصب و مصلح وى عسل بود صاحب مخزن الادويه تحت عنوان علك البطم مىنويسد : علك بكسر عين و سكون لام و كاف ماهيت آن صمغ درخت بطم است حك آن را قلفون و به فارسى سقز و باصفهانى قندرون نامند لاتين PISTACIAE ACUMINATAE RESINA فرانسه TEREBENTHINE DE PERSE انگليسى PERSIAN TURPENTINE علك يابس قلقونيا بود و آن نوعى از راتينج است و گفته شد علقم گويند كه قثاء الحمار است و گويند حنظل است و هرچه تلخ بود آن را علقمه خوانند عَلت بيونانى خندرل است و گفته شد علجان نباتيست كه آن را قزاج گويند و گفته شود عمرو كرفس بود و گفته شود عمار رند است و گفته شد صاحب تحفه مىنويسد : عمار بنك آس است عملج نوعى از خربزه بود كه گوشت وى سرخ بود و سبز هم و تخم او را خورند و آن را خربزه زمستانى گويند عنب بپارسى انگور خوانند سفيد وى نيكوتر از سياه بود و بهترين وى رازقى بود و مثقال پوست انگور سرد و خشك بود و گوشت وى گرم و تر بود و انگور غذاى نيكو دهد و قوت بدن دهد رسيدهء وى را اين حال بود و غذاى انگور بيشتر از غذاى عصير وى بود و زود فربهى آورد و خونى نيكو از وى متولد شود و سينه و شش را نافع بود و پوست وى دير هضم شود و مطلق انگور مضر بود بمثانه و تشنگى آورد و مضر بود بجگر و سپرزى كه غليظ شده باشد رفع تشنگى به رمان مر كنند و صاحب منهاج آورده است كه انگور آنچه دو روز چيده باشد بهتر از در روز چيده بود صاحب مخزن مىگويد : عنب بكسر عين و فتح نون لغت عربيست به فارسى انگور و بتركى اوزم و بهندى داك نامند